تبليغاتX

دوست را زير بارون بايد ديد عشق را زير بارون بايد جست...

پسر بارونی

Tue 22 Dec 2009

گریه کن ابر سپید ...

مرا به خاک گل یاس می دهند قسم

که دیده ای تو مگر گریه های ابر سپید

جواب من نظری بود علامت پرسش (؟)

خدا مگر که ندیدند سر حسین شهید ؟

محرم آمده و بیخودی نمی خندم

اگر چه گریه ی ابر سپید همراه است

بسوی عالم شتاب میجویم

به پیش چشم من این کوه و قله ها کاه است

تو یک شبی که غنودی شود کویر تبت

اگر چه اتش این دل یم است و نه صحرا

به لطف اختر تابناک عالم هستی

تو گریه کن که زباران شود دریا

--------------------------------------------------------------    

سلام به دوست های گلم خوبید خب معلومه همه خوبن !

یکی دو دلیل میتونه داشته باشه این کم شدن وبگردی ها یکی این که محرمه بچه ها همه هئیتی هستن یکی این که بچه مثل منه بدبخت امتحانات میان ترمشون شروع شده باشه ترم بوقی هم باشی که نور الا نوره یا یا یا یا اینکه سرمای زمستون اون گرمی دوستان رو گرفته به قولی سایه سنگینی میکنن و و و ... یه دلیل دیگه هم میتونه باشه اوضاع سیاسی کشور

دوستان از این پست به بعد یه پیشنهاد دارم اینکه هر پست دوستان که نظر میدن یه آرزو که دارن یا داشتند رو توی نظرات بزارن ... خوبه خب معلومه که خوبه میتونه یه انگیزه باشه ... !

پس منتظریم ...  

 


4:42 PM | هادی |

Sun 6 Dec 2009

دانشجو ...

سلام سلام سلام ...

گفتم برم تويه نت بگردم دوتا مطلب با حال پيدا كنم ولي مگه خودم نميتونم آخه ترم بوقي هستيما بايد زبان فارسيو پاس كنيم ...

خب خب خب بهانه اين حرفا به خاطره يه روزه كه ميگن 16 آذر نه ببخشيد روز دانشجو   كه كه كه ميخوام اين روزو به كل دوستام تبريك بگم ... به قول دوستم ايشاالله فوق ليسانس .... ولي من نفهميدم كه چي گفت يعني فوقش ليسانس داره !

به هر حال :


روز دانشجو رو تبريك ميگم


زیباترین ستایش ها نثار آنی باد

  که کاستی هایم را می داند و باز هم

                                         دوستم دارد...




3:10 PM | هادی

Mon 30 Nov 2009

اين روزها همه باروني اند شما چطور !

 پست ماه آذر dash akol

... تنگ غروب بود. تنش گرم و فكرش پريشان بود و سرش درد ميكرد. كوچه ها هنوز در اثر باران بعد از ظهر نمناك و بوي كاه گل و بهار نارنج در هوا پيچيده بود، صورت او، گونه هاي سرخ، چشم هاي سياه و مژه هاي بلند با چتر زلف كه روي پيشاني او ريخته بود محو و مرموز جلو چشم  مجسم شده بود. زندگي گذشتة خود را بياد آورد، ياد گارهاي پيشين از جلو او يك بيك رد ميشدند. گردشهائي كه با دوستانش سر قبر سعدي و بابا كوهي كرده بود بياد آورد، گاهي لبخند ميزد، زماني اخم ميكرد، ولي چيزيكه برايش مسلم بود اينكه از خانة خودش ميترسيد، آن وضعيت برايش تحمل ناپذير بود، مثل اين بود كه دلش كنده شده بود، ميخواست برود دور بشود. فكر كرد بازهم امشب عرق بخورد و با طوطي درد دل بكند! سر تا سر زندگي برايش كوچك و پوچ و بي معني شده بود. درين ضمن شعري بيادش افتاد، از روي بي حوصلگي زمزمه كرد:
«به شب نشيني زندانيان برم حسرت،
كه نقل مجلسشان دانه هاي زنجير است»
آهنگ ديگري بياد آورد، كمي بلندتر خواند:
«دلم ديوانه شد، اي عاقلان، آريد زنجيري،
كه نبود چارة ديوانه جز زنجير تدبيري!»
اين شعر را با لحن نا اميدي و غم و غصه خواند، اما مثل اينكه حوصله اش سر رفت، يا فكرش جاي ديگر بود خاموش شد....

دانلود کل متن

دانلود فایل صوتی

 

وقتی که این داستان رو خوندم یاد یه خاطره قدیمی افتادم .... Rainy boy


8:39 PM | هادی |

Thu 29 Oct 2009

باز باران ...

پست آبان ماه... baran

ميزند بر پشت شيشه قطره هاي نم نم باران

ميشود روهم هراسان ; از غم باران

پشت نقاب ها , درها بينم او را لرز لرزان

مي گشايم در

ميزنم بر سر

چرا رفتي تو اي باران ؟!

نخواستم از تو من دردي بجز درمان

تو رفتي ابرو بادو اشكها رفتند

خواب ها رفتند

من تنها سراغت را زشبنم هاي استاده كنار خاك ميگيرم

به راه تو كنم هر كاري و بي باك ميميرم

ولي افسوس ... !

زمستان سر شد و هرگز نشاني از تو پيدا نشد

نگو هر كس تو را بشناخت شيدا نشد

تو را چون ديده دوست ميدارم

به اميد تو من تخم بدي در دل نميكارم

نميبارم ; مگر باران ببارد

آي باران سرونازم را كه سراغ از آب ميگيرم

گويمش باران . فقط باران ... !

راستي با سختي راهت چه خواهي كرد ؟!

با كسي كه هر سپيدي را سياهي كرد ...

گفت نيما "داروگ ! كي ميرسد باران ؟"

مگر نيما نميدانست ميبارد زهر ابر سياه آب سپيدي ؟

ولي در اين شبستان من هنوز دارم اميدي !

اميدي كه كند هر آدمي ... انسان

تمام آب ها دريا شود , باران ...

تمام آبها باران... !


2:58 PM | هادی |

Sun 11 Oct 2009

شماره روم شهر ها

پست ماه مهر ... chat room

شايد براي خيلي از دوستان سئوال باشه كه در yahoo    اتاقي كه مخصوص شهر اونا هست  براي چت شماره چند است چند وقت پيش براي خودم هم سئوال بود كه واقعا اين گفتگو ها رو حسابه يا نه كه با پرس و جو از دوستانم به جواب  سئوالم رسيدم برام جالب بود كه چند تا از دوستام اين جواب رو داد  ...  من كه ميخوام وارد روم بشم همين طور شانسي رو انتخاب وارد ميشم و يه چرخي ميزنم ... منم كه علامت سئوال برام بود گفتم همچي بد هم نميگه ولي با سئوالات زيادي كه از دوستام كردم جوابم رو گرفتم .

 

 

نام شهر ها همراه با شماره روم :

 

شماره ي روم تهران: Asia Global Chat 1 :

شماره ي روم کردستان: Asia Global Chat 9 :

شماره ي روم اصفهان : Asia Global Chat 10 :

شماره ي روم سميرم: Asia Global Chat 11 :

شماره ي روم تبريز: Asia Global Chat 15 :

شماره ي روم اردبيل: Asia Global Chat 16 :

شماره ي روم شيراز: Asia Global Chat 20 :

شماره روم مرودشت: Asia Global Chat 21 :

شماره ي روم رشت: Asia Global Chat 25 :

شماره ي روم انزلي: Asia Global Chat 26 :

شماره ي روم ساري: Asia Global Chat 27 :

شماره ي روم مشهد: Asia Global Chat 30 :

شماره ي روم اهواز: Asia Global Chat 35 :

شماره ي روم زنجان: Asia Global Chat 36 :

شماره ي روم خورستان: Asia Global Chat 38 :

شماره ي روم کرج: Asia Global Chat 40 :

شماره ي روم بابل: Asia Global Chat 45 :

شماره ي روم بابلسر: Asia Global Chat 46 :

شماره ي روم رامسر: Asia Global Chat 47 :

شماره ي روم يزد: Asia Global Chat 50 :

شماره ي روم همدان: Asia Global Chat 51 :

شماره ي روم کرمان: Asia Global Chat 55 :

شماره ي روم کرمانشاه: Asia Global Chat 56 :

شماره ي روم اراک: Asia Global Chat 57 :

شماره ي روم قم: Asia Global Chat 58 :

شماره ي روم مهاباد: Asia Global Chat 59 :

شماره ي روم بوشهر: Asia Global Chat 60 :

شماره ي روم زاهدان: Asia Global Chat 65 :

شماره ي روم سمنان: Asia Global Chat 66 :

شماره ي روم گرگان: Asia Global Chat 67 :

دوستان اگه اسم شهر شما داخل ليست نيست برام بزاريد تا قرار بدم  ديگران هم استفاده كنند .

 

                                                         چراغ قرمز

يه خواهش از دوستاي خوبم

نميدونم چرا ولي اين سئوال هم برام پيش اومده كه چرا ما وقتي ميتونيم از اين محيط براي گفتگو هاي دوستانه سودمند و اقتصادي به قول خودمون گپ و گفت استفاده كنيم البته همه نيستنا بعضي ها اين محيط رو خراب كرديم من نميدونم مقصر رو كي بدونم ولي دوست دارم يه روزي باشه كه برم داخل روم از اين اراجيف نبينم كه فكر نكنم البته روزهايي كه خودم ميرم حالشون رو ميگيرما ولي من اينو از بي فرهنگي ميدونم يارو ژاپونييه تا 50 سال پيش اب دماغش هم به زور ميكشيد بالا ولي همين الان به قولي قرن 21 قرن اطلاعات داره چه كارهاي با ارزشي كه نميكنه حالا باباي ايروني يه كه روزي سرامد دنيا بوده و مردانگيش شهره عام و خاصه الان چي ...  نميدونم ميخوان چي رو ثابت كنن ولي من يه جمله ميتونم بگم كه متاسفم و اميدوارم موفق بشيد كه نميشيد ... !

يه حرفي ! اگه اين ادما نبودن و به حاشيه نميرفتن راه موفقيت ما سخت تر ميشد پس بزار اينا كارشون رو كنن ماهم مسيرمون رو پيش بريم  

                                                                     "پسر باروني مهر 88 "

 

           Hadi728@yahoo.com


12:27 PM | هادی |

Wed 23 Sep 2009

انسان بودن ...

 انسان بودن یعنی اینکه وقتی با کسی

مشتاقانه کوهی رو بالا رفتی اما رو قله حس

کردی که ازش بی نیاز شدی یادت نره که اون

پایین چقدر بهش نیاز داشتی


2:2 PM | هادی |

Thu 10 Sep 2009

زندگی

آری این چنین است

           زندگی

               گاهی گریه

                        گاهی خنده

                              گاهی خنده بر گریه

                                        و گاهی گریه بر خنده

پس تمام زندگی

              خنده و گریه

                       پس بخند

                            تا برایت گریه کنند

                                     و گریه کن

                                              تا برایت خنده کنند .. .


1:13 PM | هادی |

Mon 7 Sep 2009

باران

مگذار که عشق به عادت دوست

 

داشتن تبدیل شود...


1:17 PM | هادی |

Tue 11 Aug 2009


برای دستیابی به چیزی که تا کنون نداشته ام

باید کسی باشم که تا کنون نبوده ام


10:7 AM | هادی |

Wed 5 Aug 2009

دوست

 

یا حضرت باران ....   


8:1 PM | هادی |

Wed 5 Aug 2009


God grant me the …

خدایا عطا کن ...

Serenity to accept the things I can not change ,

تحملی که بپذیرم چیزهایی را که نمی توانم تغییر دهم

              Courage to change the things I can ,

شهامتی که تغییر دهم چیزهایی را که میتوانم

And … wisdom to know the difference.

و خردی که بشناسم تفاوت این دو را .

 

                                                                " Rainy boy "   


7:47 PM | هادی |

Wed 2 Jul 2008

پسر بارانی

درزندگی سه راه رادنبال کن :
دوست داشتن رابرای یک تجربه
 عاشق شدن رابرای یک هدف
 وفراموش کردن رابرای یک واقعیت

11:53 PM | هادی |